قابل توجه همکاران عزیز:
گفت و گو میان آقایان شیرزاد عبدالهی و محمود بهشتی صرفا به خود ایشان مربوط بوده و دیدگاه کانون صنفی معلمان ایران نیست.آوردن این گفت وگوها فقط به خاطر آشنایی همکاران با بخشی از تاریخ کانون صنفی معلمان ایران می باشد.
همچنین باید به آگاهی همکاران شریف برسانیم که جایگاه این کانون برتر از آن است که وابسته به فرد یا افرادویژه ای باشد.که با کنار رفتن یا تخریب آن فردیاافراد،به کانون لطمه ای وارد شود.گذشته ی کانون این ادعا راثابت می کند،که تاکنون افراد بسیاری با انگیزه های گوناگون وارد شده و رفته اند.
کانون با تلاش برای حفظ حریم قانون ووحدت ملی ،همچنان تارساندن معلمان به حقوق اقتصادیشان و بهبود شرایط تعلیم وتربیت فرزندان این سرزمین مجدانه تلاش کرده و از هیچ کوششی دریغ نمی کند.
پاسخ بهشتی به شیرزاد
همان گونه که در بخش اول این مقاله به عرض رسید، دور دوم فعالیت اجتماعی آقای عبدالهی به دلیل حاکمیت اصلاح طلبان (دوم خردادی ها )عمدتا به تخریب جنبش حق طلبانه ی معلمان سپری شد و ایشان در محافل ورسانه ها و درقا لب مقالات و سخنرانی ها رسما تشکل های صنفی معلمان خصوصا کانون های صنفی را به نا آگاهی و آلت دست شدن وبی منطقی و رفتارهای پوپولیستی و عوامزدگی و عوامفریبی محکوم می کرد واصالت این جنبش را زیر همان گونه که در بخش اول این مقاله به عرض رسید، دور دوم فعالیت اجتماعی آقای عبدالهی به دلیل حاکمیت اصلاح طلبان (دوم خردادی ها )عمدتا به تخریب جنبش حق طلبانه ی معلمان سپری شد و ایشان در محافل ورسانه ها و درقا لب مقالات و سخنرانی ها رسما تشکل های صنفی معلمان خصوصا کانون های صنفی را به نا آگاهی و آلت دست شدن وبی منطقی و رفتارهای پوپولیستی و عوامزدگی و عوامفریبی محکوم می کرد واصالت این جنبش را زیر سوال می برد وآ ن راتحت تاثیر تحریکات وحمایت محافظه کاران و در راس آنان حاجی بابایی که در آن زمان به شدت سنگ معلمان را به سینه می زد قلمداد می نمود .وانگیزه ی این فعالیت ها را تضعیف دولت آقای خاتمی معرفی می کرد ومربیان پرورشی را فعال ترین بخش معلمان در این اعتراضات می دانست که به صورت سازماندهی شده و در اعتراض به حذف معاونت پرورشی وارد صحنه شده بودند .
عبدالهی در این دوره ، هفته نامه ی قلم معلم را نشریه ای بی محتوا که جوهرش توسط جناح راست پر می شود قلمداد می کردواز این که این نشریه که محبوبیت خاصی در نزد معلمان داشت نام معلمان را یدک می کشید احساس شرم می کرد و مدعی بود که حتی یک مقاله ی ارزشمند در هیچ شماره ی این نشریه منتشر نشده است و ازمدیر مسوول وصاحب امتیاز آن هم با الفاظی که به هیچ وجه قابل دفاع نیست یاد می کرد .
ذکر یک خاطره
در اواخر دوره ی دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی یک روز به دعوت آقای علی پور سلیمان مسوول تشکیلات سازمان معلمان ، به میزگردی در منطقه ی 9 آموزش و پرورش دعوت شدم که در این میزگرد آقایان علیرضا هاشمی و شیرزاد عبدالهی هم حضور داشتند .در این میزگرد که به یک مناظره ی جدی تبدیل شده بود تلاش آقای عبدالهی مثل همیشه این بود که به حضار این گونه القا نماید که اعتراضات معلمان سیاسی است و بعد از پایان یافتن عمر دولت آقای خاتمی همه ی این اعتراضات خاتمه خواهد یافت .ایشان تاکید می کرد که خواسته های معلمان و تشکل های صنفی کارشناسی نشده ، غیر منطقی وغیرقابل تحقق است و صرفا تحت تاثیر تحریکات اشخاصی همچون حاجی بابایی و به منظور تحت فشار قراردادن دولت اصلاحات انجام می گیرد واگر فضای باز سیاسی دولت آقای خاتمی از بین برود دیگر تشکل های صنفی و معلمان جرات عرض اندام نخواهند داشت وباروی کار آمدن محافظه کاران ، فعالان صنفی و معلمان در لاک خود فرو خواهند رفت .
یادم هست که بعد از پایان این مناظره گفت و گویی طولانی با آقای عبدالهی داشتم که آقای ذاتی نیز شاهد این گفت و گو بودند . در آنجا من به آقای عبدالهی گفتم که بر خلاف تصور شما پس از پایان عمر دولت اصلاحات وروی کار آمدن محافظه کاران با زهم کانون های صنفی سراسر کشور با همان قدرت و وسعت بلکه بیشتر به مبارزه ی صنفی ادامه خواهند داد اما شما (شیرزاد عبدالهی ) تغییر موضع خواهی داد و با توجه به منافع حزب و گروهی که به آن تعلق داری در کنار معلمان قرار خواهی گرفت و در آن صورت اکثر خواسته هایی را که امروز غیر منطقی می دانی منطقی جلوه خواهی داد و...
پرده ی سوم
پس از روی کار آمدن مجلس هفتم و متعاقب آن دولت نهم ، تشکل های صنفی معلمان بر خلاف نظرات و تصورات آقای عبدالهی با همان قدرت و بلکه بیشتر به مبارزه ی صنفی خود ادامه دادند و این در حالی بود که بسیاری از گروه های سیاسی قوی از جمله اصلاح طلبان در لاک خود فرورفته بودند و وای جغذی هم نمی آمد به گوش .
ادامه ی این اعتراضات به اعتصابات و تجمعات گسترده ی اسفند ماه سال 85 منجر شد که تاریخ ایران هرگز آن را فراموش نخواهد کرد .به این وسیله معلمان و فعالان صنفی ثابت کردند که برایشان چپ و راست و میانه هیچ فرقی ندارد و آن جا که پای منافع صنفی معلمان در میان باشد از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد و از هیچ تهدیدی نخواهند ترسید .شیوه ی تشکل های صنفی معلمان ودر راس آن ها کانون های صنفی سراسر کشور این بوده و خواهد بود که ابتدا با هر مسوولی از هر جناحی که باشد به مذاکره می نشینند و چنانچه نتایج مذاکرات را مثبت نبینند به راه های دیگری که تماما قانونی است متوسل می شوند و از هر موقعیت مشروعی برای احقاق حقوق همکاران خود بهره گرفته و خواهند گرفت .و همین رفتار در گذشته و حال باعث شده و می شود که اتهام وابستگی به چپ و راست که معمولا ازطرف سیاسیونی چون شیرزاد عبدالهی و یا فعالان جناح راست به جنبش معلمان نسبت داده می شود به هیچ وجه مورد قبول هیچ فرد منصفی قرارنگیرد.
در این دوره ( دوره ی سوم ) همانگونه که پیش بینی می شد آقای عبدالهی به اقتضای منافع حزبی و جناحی خود در کنار فرهنگیان به مبارزه با دولت و مجلس محافظه کار و اصولگرا پرداخت وبا انتشار مقالات شیوا که به صورت پی در پی در روزنامه های اصلاح طلب به چاپ می رسید توانست جایگاه مناسبی را در بین معلمان و تشکل های صنفی کسب نماید و تاحدودی خاطرات منفی گذشته را پاک نماید .
عبدالهی نشان داد که چنانچه منافع صنفی و حزبیش به هم گره بخورد به خوبی می تواند در خدمت فرهنگیان قرار گیرد اما چنانچه قرار باشد بین این دو یکی را انتخاب نماید قدرت تخریبیش بسیار بالا خواهد بود .لذا به تصور این حقیر اگر شرایط به گونه ای تغییر کند که دوباره موقعیت برای حاکمیت اصلاح طلبان فراهم شود شیرزاد عبدالهی به وضعیت قبلی خود برخواهد گشت .
پاسخ به پرسش های آقای عبدالهی وبرخی دوستان دیگر |